خانه / فیلم / کوتاه به بهانه دیدن درخت گلابی جنگلی

کوتاه به بهانه دیدن درخت گلابی جنگلی

ریتمی به کندی و ملال آوری خود زندگی، بدور از دکوپاژ سنگین و حرکات عجیب و غریب دوربین، سکانس‌هایی که چندین دقیقه طول می‌کشند. دیالوگ‌های طولانی و حرف‌های بی سر و ته، بازیگرانی که شاید برای اولین و آخرین بار آن‌ها را در فیلمی ببینید و داستانی که نه نقطه اوجی دارد، نه بالا و پایینی و نه حتی شاید هیچ اتفاقی.
اگر این ویژگی‌ها یا حتی یک یا دوتای آن‌ها را به هر فیلمی نسبت دهیم بدون شک تعداد کسانی که می‌خواهند فیلم را ببیند به چیزی نزدیک صفر می‌رسد.
اما،
سینما دنیای شگفتی‌هاست، و نوری بیگله جیران با نگاه و سبک خاصش در فیلمسازی با هر فیلمش مخاطب را به دنیای خاص خودش می‌برد. به‌سادگی و صمیمیت محیط روستایی، دور از دیو شهر و زرق و برق‌های شهر نشینی، به دنیایی بدون قهرمان‌های پوشالی، بدون شعار و نسخه پیچی و ادعا. دنیایی که به هیچ وجه شبیه قصه‌های جن و پری و افسانه‌های هزار و یک شب نیست و تنها به یک چیز شبیه است، زندگی، به همان کندی و ملال آوری که در واقعیت هست.


باید بگویم که بیگله جیران در این کار استاد است و با دیدن فیلم‌هایش گویی به تماشای زندگی نشسته‌ایم و به شخصه هر بار که فیلم‌های او را می‌یبینم خودم را در صحنه و در کنار بازیگران و همراه و هم صحبت با آن‌ها می‌بینم. همراه بحث‌هایی که می‌کنند ذهن من هم درگیر پاسخ و فکر کردن به مسائل مطرح شده در فیلم می‌شود.
بحث‌هایی که شاید روزی دغدغه ذهنی خیلی از ما بوده‌اند و شاید هنوز هم هستند.
حرف‌های بی سر و تهی که همه واقعیت دارند، همه در آن واحد درست هستند، واقعی هستند، واقعیت دارند واقعیتی که هر کدام از پرسوناژهای فیلم آن را بر اساس تجربه و نفطه نظر خود درک کرده‌اند. در فیلم همه حقیقت را می‌گویند. حقیقتی ملال آور، حقیقت پوچی که به هیچ دردی نمی‌خورد.

اتمسفر فیلم جایی پرت و دور افتاده است و فیلم دنیای آدم‌های فراموش شده که هم جامعه آن‌ها را فراموش کرده و هم خودشان خودشان را.

پسری بلندپرواز با رویای نوسینده شدن که پس از پایان تحصیل با نگاهی نو، دور از تمام کلیشه‌ها و در سبکی جدید، کتابی چاپ می‌کند و پس از رد شدن در آزمون استخدامی معلمی و نیافتن کار و رفتن به سربازی متوجه این می‌شود که کتاب‌های او این همه مدت در کتابفروشی خاک خورده‌اند و هیچ کدام آنها به فروش نرفته‌اند و جز پدرش هیچ کسی کتاب او را نخوانده.

شاید فیلمساز خودش هم به این نکته واقف باشد، شاید داستان فیلم به صورت غیر مستقیم داستان خود نوری بیگله جیران و فیلم‌های او هم باشد. فیلم‌هایی که مخاطب خاص دارند و در نهایت واقعیت این است که تعداد کسانی که این جور فیلم‌ها- فیلم‌های به اصطلاح هنری، فیلم‌های مخاطب خاص، جشنواره‌ای یا هر اسم دیگری که منتقدان گران قدر روی آن می‌گذارند- را می‌بییند بسیار کم است.

درخت گلابی جنگلی شاید داستان خیلی از آدم‌هاست، شور و شوقی که روزی همه داشتیم، حس اینکه موجودی خاص هستیم با بلند پروازی و تلاش برای تغییر دنیا، هزار سوال بی جواب و به چالش کشیدن اندیشه‌های هزارساله و در نهایت اسیر روزمره‌گی شدن، دست کشیدن، پذیرش شکست، سکوت کردن و محبوس شدن در دنیایی که جز خودمان کس دیگری آن را نمی‌فهمد.

نویسنده: جمیاد عزیز



لینک کوتاه این نوشته:

درباره ی BoBo

BoBo
به دنبال علایقتون حرکت کنید، همین.

مطلب پیشنهادی

نام گل سرخ، فیلمی از نقاشی‌های رافائل و مجسمه‌های میکل آنژ

نام گل سرخ فیلمی است با بازی شان کانری و کارگردانی ژان ژاک آنو که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 + یازده =