خانه / سفر / سفرنامه‌نویسی – خاطرات سفر به لرستان

سفرنامه‌نویسی – خاطرات سفر به لرستان

قبلا توی این پست فیلم مربوط به لرستان‌گردی‌مون رو قرار داده بودیم و از اونجائیکه بعضی از دوستان اطلاعات دقیق‌تری ازمون خواستن، این سفرنامه رو هم واسه لرستان تنظیم کردیم و اینجا منتشر می‌کنیم. باشد که مفید واقع گردد!!

همیشه راجع به طبیعت زیبا و بکر لرستان شنیده بودیم ولی تا بحال قسمت نشده بود غیر از خرم‌آباد جای دیگه‌ای رو ببینیم. اینبار تصمیم گرفته بودیم بریم توی دل طبیعت لرستان و تا جائیکه فرصت هست توی طبیعتش زندگی کنیم. البته انگیزه  اصلی سفر به لرستان صعود به قله اشترانکوه بود. پس از قطعی شدن تصمیم برای صعود قرار براین شد تا چند روز بیشتر در لرستان بمونیم و نقاط بیشتری از این استان زیبا رو ببینیم. قرار شد که روز اول برای صعود اقدام کنیم ولی تمام سایت‌های پیش بینی آب و هوای قله رو در دو روز اول سفرمون بارانی همراه با رعد و برق پیش‌بینی کردند و ماهم برنامه سفر رو تغییر دادیم و به ترتیب از این مکان‌ها بازدید کردیم:

آبشار آب سفید، آبشار آب چکان، تنگه شیرز، قله اشترانکوه و دریاچه گهر

آبشار آب‌ سفید

به تعبیر یکی از دوستان، ظاهرا لرستان اول آبشار بوده و بعد کم‌کم تبدیل شده به یک استان!! آبشار آب سفید در جنوب شرقی لرستان قرار گرفته و جزو توابع شهرستان الیگودرزِ. فاصله آبشار تا الیگودرز ۸۰ کیلومتره و جاده دسترسی به آبشار یک جاده روستاییه و در انتها ی مسییر پر از پیچ  و خم و سربالایی و سرشیبیه. این ۸۰کیلومتر رو میشه تقریبا تو ۱٫۵ ساعت طی کرد. خوشبختانه ماشین‌ها رو می‌شه نزدیک آبشار پارک کرد و با پیاده‌روی سبک ۲۰ دقیقه‌ای میشه به آبشار رسید. مسیر پیاده‌روی هم سنگفرش شده و مشکلی نیست به عبارت دیگ سخت‌ترین  بخش این آبشار جاده رسیدن به اونه.

مسیر دسترسی به آبشار آب سفید از الیگودرز

مسیر دسترسی به آبشار آب سفید از الیگودرز

آبشار آب سفید یکی از زیباترین آبشارهائیکه تا به حال دیدیم. آب دقیقا از دل کوه بیرون میاد و به صخره‌ها برخورد می‌کنه و صدای آرام بخشی رو تولید می‌کنه. طبق اطلاعات ثبت شده در ویکی پیدا و یکی دوتا سایت دیگه ارتفاع آبشار ۷۰ متر و عرض تاج اون در فصل پر آب به ۸ متر می‌رسه. خودمون متر نکردیم!! و مجبوریم به اطلاعات ثبت شده توی اینترنت اعتماد کنیم. دلیل اینکه به این آبشار، آب سفید می‌گن اینه که در برخورد آب آبشار با صخره‌ها حباب‌هایی مثل کف تولید می‌شن که رنگ آبشار رو تا حدودی سفید نشون میده.

آبشار آب سفید

آبشار چکان

برای رسیدن به این آبشار که از توابع شهرستان الیگودرز است چندین راه وجود داره. ما پس از طی کردن مسیر پر پیچ و خم و بسیار زیبا از آبشار آب سفید حرکت کرده و از طریق جاده کوهستانی کیگوران، فیروز اباد و بهارکار به سمت ابشار آب چکان در منطقه شول آباد رسیدیم. اینو اضافه کنم که توی گوگل مپ هیچ مسیری از آبشار آب سفید به آبشار چکان نشون نمیده، ولی شما باور نکنید ؛). مسیر بسیار زیبا و فوق العاده بود که بارها مجبور شدیم از ماشین  پیاده شدیم تا بتونیم از طبیعت لذت ببریم و عکس بگیریم.

پس از رسیدن به منطقه ماشین رو پارک کردیم  آبشار از کنار جاده دیده میشد. از اون پایین وقتی آبشار دیده میشه با خودت میگی ۲۰ دقیقه‌ای به اون بالا کنار آبشار می‌رسی، ولی زهی خیال باطل! تقریبا یک ساعت الی یک ساعت و نیم  طول میکشه تا به دهانه آبشار که در وسطای کوه قرار داره برسیم. در تمام مسیر آب فراوانی که از دل کوه بیرون میزنه حرکت می‌کنیم. طبق اطلاعات ویکی‌پدیا ارتفاع آبشار ۳۰ متره و عرض دهانه اون به ۴ متر میرسه.

بخشی از مسیر آبشار چکان

یک پیشنهاد وقتی به کنار آبشار رسیدید و از نزدیک اون حجم آب رو دیدید سریع برنگردید پایین. از کنار آبشار یک راه باریک هست که با کمی ورزیدگی میشه تا بالای ابشار رفت و جاییکه اب میزنه بیرون رو هم دید و از اب خنکش نوشید. به نظرم یگی از ویژگی هاش علاوه بر پر اب بودنش همینه که میشه سرچشمه رو هم دید.

آبشار چکان

پس از بازدید از آبشار چکان از مسیر سپیددشت به سمت خرم‌آباد حرکت کردیم. خوشبختانه برای رفتن به خرم آباد نیاز نبود از همون جاده قبلی به سمت البگودرز برگردیم. مسیر سپیددشت تا خرم‌آباد هم جاده خوب و باصفایی داره. شب رو در خرم‌آباد موندیم و صبح روز بعد به سمت تنگه شیرز حرکت کردیم.

تنگه شیرز

برای رسیدن به این تنگه از خرم‌آباد  به سمت کوهدشت حرکت کردیم و راهمون رو از اونجا به سمت تنگه ادامه دادیم. فاصله از خرم‌آباد تا تنگه تقریبا ۱۴۰ کیلومتره که ۹۰ کیلومترش تا کوهدشت و بعد از کوهدشت تا تنگه هم ۵۰ کیلومتره. تقریبا ۲-۳ کیلومتر انتهایی، جاده خاکیه و هنوز آسفالت نشده (خرداد ۹۷) ولی با این وجود باز هم جاده خوبیه. خوشبختانه با گوگل مپ بدون پرسیدن از بقیه تا خود تنگه میشه رفت و مسیر شناخته شده‌ای داره.

در راه رسیدن به تنگه یک رودخانه پر آب و نسبتا عریض کنار جاده وجود داره و مارو تا کنار دره شیرز همراهی می‌کنه. اسم این رود “سیمره” است. رود سیمره یکی از شاخه‌های رودخانه کرخه است. آبی که از تنگه شیرز عبور میکنه به رود سیمره ملحق میشه که البته این آب در مقابل حجم آبی که در سیمره  وجود داره عملا یک جوی آب باریکه به حساب میاد. ابتدای تنگه پارکینگ واسه ماشین و همچنین یک مغازه برای خرید آب و تنقلات وجود داره. از همون ابتدای تنگه مسیر پاکوب وجود داره که بدون نیاز به راهنما میشه تا انتهای تنگه رو طی کرد. دره‌ای با دیواره‌های بلند، یک رودخانه جاری و درختان سر به فلک کشیده و صدای پرنده‌ها که در همه مسیر پیمایش همراهمون بود و فضایی خارق‌العاده رو برای انسان می‌سازه. این منظره رو قبلا با کمی تفاوت در دره شمخال قوچان (خراسان رضوی) و دره هاور بجنورد (خراسان شمالی) دیده بودیم. ولی دیواره‌ها در دره شمخال به نسبت شیرز خیلی نزدیکتر  به هم هستند به عبارت دیگه، دره عرض کمتری داره. طول دره شیرز ۵کیلومتره درحالیکه شمخال تقریبا ۱۲ کیلومتر طول داره.

تنگه شیرز – مناره سنگی
تنگه شیرز

یکی از ویژگی های شاخص شیرز که قبلا در جای دیگه‌ای ندیده بودیم وجود غار آبی (پل خدا) در این دره بود. غاری به طول تقریبا ۱۵۰ متر که حتما باید دل به آب زد و  با چراغ قوه از داخلش عبور کرد. این غار یکی از زبیایی‌های منحصربفرد در این دره است. پیشنهاد میشه پیش از عزیمت به این تنگه، درمورد قدمت و نوع سنگها و اهمیت این دره مطالعه کنین.

غار آبی در تنگه شیرز
غار آبی در تنگه شیرز

پس از ۴ الی ۵ ساعت دره پیمایی غارنوردیی و آب بازی عکاسی و لذت بردن از طبیعت به سمت خرم آباد برگشتیم شب رو اونجا موندیم تا صبح روز بعد به سمت اشترانکوه حرکت کنیم

اشترانکوه (قله سن بران)

همیشه پیش از صعود به ارتفاعات بالا تحقیقاتی انجام می‌دیم و اطلاعاتی راجع به اون منطقه بدست می‌آریم. توی جستجوها متوجه شدیم به اشترانکو آلپ ایران گفته میشه. حالا ما که آلپ رو هنوز ندیدیم ولی می‌تونیم بگیم اشترانکوه یکی از قله‌های زیبا ایران است. دلیل نامگذاری اشترانکوه هم خیلی جالب و بجاست؛ قله‌های مرتفع و چسبیده به هم این کوه مثل کوهان شترهاست و به همین خاطر اشترانکوه نامگذاری شده. این کوه یکی از مرتفع ترین کوه‌های ایران با قله‌هایی با ارتفاع بیش از ۴۰۰۰ متر در استان لرستانه.

قله سن بران با ارتفاع ۴۱۵۰ متر بلندترین قله اونه. این کوه بین شهرستان ازنا و درود واقع شده. یکی از راه‌های رسیدن به اون روستای تیان (طیان) از توابع شهرستان ازنا است. حدود ۱۵ کیلومتری جاده ازنا به سمت درود یک جاده فرعی در سمت چپ جاده به سمت روستای دربند و سپس روستای تیان  وجود داره.  پس ار رسیدن به روستا ماشین رو توی حیاط مدرسه پارک کردیم و کم‌کم آماده حرکت به سمت کوه شدیم. همون کنار مدرسه مغازه‌هایی هست تا مایحتاج رو خریداری کنید. طبق اطلاعاتی که نرم افزار GPS TRACKER بهمون دادِ ارتفاع روستا از سطح دریا ۱۸۷۶ مترِ  و ما باید تا ارتفاع ۴۱۵۰ متری رو پیاده می‌رفتیم. یعنی این روستا آخرین جاییکه میشد با ماشین اومد، برخلاف سبلان که میشد تا جان‌پناه اول رو با جیپ رفت. برای صعود به اشترانکوه راس ساعت ۱۴:۲۸ حرکت خودمون به سمت جان‌پناه اول رو شروع کردیم. مسیر با شیب نسبتا ملایم تا جان‌پناه اول ادامه داره و با استراحت‌های بین راه حدود ۳ ای ۴ ساعت طول میکشه که برای ما دقیقا ۴ ساعت طول کشید.

اطلاعات مسیر صعود از روستا به جان‌پناه اول

ارتفاع جان پناه اول ۲۷۲۸ متر از سطح دریا است و ما برای رسیدن به این نقطه حدود ۶.۴۷ کیلومتر کوهپیمایی داشتیم. پس از کمپ زدن و استراحت شبانه، ساعت ۴:۲۰ صبح روز بعد صعود به قله رو شروع کردیم. با یک کوهپیمایی سه ساعته به جان‌پناه دوم (چال کبود) رسیدیم. به طور خلاصه اطلاعات این مسیر را در تصویر زیر میبینید.

و اما می‌توان گفت زیباترین قسمت کوه همین جان‌پناه چال کبود است. وقتی به این قسمت می‌رسیم با یک دیواره از قله‌ها در روبرو مواجه می‌شویم. شاید تصویر زیر بتونه راحت‌تر این منظره را توصیف کنه.

تصویر پاناروما از منظره چال کبود

پس از یک ساعت استراحت و خوردن صبحانه سبک، مجددا به سمت قله حرکت کردیم. برای صعود به قله سن‌بران دو راه وجود داشت؛ یکی راه پرشیب و سخت ولی سریع (اسم این مسیر قیف بود) و دیگری راهی با شیب ملایم‌تر و طولانی‌تر که زمان بیشتری برای صعود نیاز داشت. ما چون امکانات عبور از روی یخچال‌های با شیب تند رو نداشتیم تصمیم گرفتیم از راه با شیب کمتر (یال کناری) صعود کنیم.


دیگه از اینجا به بعد هوا گاهی بازی در می‌آورد! با اینکه تمام سایت‌های پیش‌بینی هوای داخلی و خارجی که چک کرده بودیم هوای اون روز را کاملاً آفتابی پیش‌بینی کرده بودند ولی ما هم هوای ابری، هم هوای بارونی و هم باد و رعد و برق رو تجربه کردیم. هر چند دقیقه هوا کاملا تغییر می‌کرد. گاهی آفتاب و گاهی رعد و برق بود. در مسیر صعود نهایی دیدیم یک گروه که جلوتر از ما بودند در حال برگشت هستند، گفتن بالاتر که بودیم موقع رعد و برق کمی دچار مشکل شدیم و موقعی که برق زده بود ما اون رو حس کردیم و بدنمون گزگز می‌کرد. کمی پایین‌تر آمده بودن تا در بین سنگ‌ها پناه بگیرن تا هوا بهتر بشه. با بهتر شدن هوا به راه خودمون ادامه دادیم، رسیدیم به منطقه باز، با این که هوا آفتابی بود ولی در این منطقه می‌شد آثار رعد و برق رو حس کرد. وقتی به قسمت فلزی باتوم دست می‌زدیم میشد به‌راحتی جریان برق رو حس کرد. بالاخره حدودا ساعت ده و نیم تونستیم قله رو فتح کنیم و خستگی مسیر رو از تنمون خارج کنیم. از بالای قله ۴۱۵۰ متری سن‌بران دریاچه گهر به خوبی دیده میشه. چون هوای اونجا قابل اعتماد نبود بعد از یک استراحت کوتاه مسیر برگشت رو پیش گرفتیم و به سمت کمپ حرکت کردیم. در مسیر برگشت هم چندین بار بارون بارید و قطع شد.

یک نکته بسیار خوب و عالی در مورد ورزش کوهنوردی و کوهنوردان اینه که اکثرا روحیه خیلی خوبی دارند و خندون هستن. تو راه برگشت گروه‌های دیگه که هنوز در حال صعود بودند با لبخند و خوشرویی صعودمون رو بهمون تبریک می‌گفتن. حتی بدون اینکه همدیگر رو بشناسیم با یه لبخند و یه تبریک و خداقوت گفتن به همدیگه انرژی می‌دادیم. کاش میشد این روحیه رو توی شهرهامون هم گسترش بدیم.
هنوز به جانپناه دوم نرسیده بودیم که دیدیم پای یک کوهنورد از یک گروه تهرانی آسیب دیده و نمی‌تونه زانوش رو خم کنه. یکی از بچه‌های گروه ما هم که عضو جمعیت هلال احمر بود با استفاده از طنابی که داشتیم و کمک بقیه دوستان به فرد آسیب دیده کمک کرد و تا جان‌پناه چال کبود پیش بقیه افراد گروهشون رسوندیم. اینجا یک بار حس مفید بودن رو تجربه کردیم. کمی پایین‌تر یکی دیگه از کوهنوردها رو دیدیم که کاپشن نداره و توی هوای بارونی کنار یک سنگ پناه گرفته تا هوا بهتر بشه، ما هم که یک کاپشن اضافه داشتیم رو به اون دادیم تا بتونه راحت‌تر به پایین برسه و این دومین حس خوب و مفید بودنمون توی این صعود بود. بالاخره همه به سلامتی از کوه پایین اومدیم و به جانپناه اول رسیدیم. چادرهامون رو جمع کردیم و به سمت روستا حرکت کردیم. تقریباً یک ساعت مونده بود به روستا هلیکوپتر هلال احمر رو دیدیم که از روی سر ما عبور کرد. نزدیکی‌های جان‌پناه اول فرود آمد و در همین حین دو تا گروه پیاده از بچه‌های هلال احمر رو هم دیدیم که از کنار ما رد شدند تا اگه هلیکوپتر نتونست فرود بیاد، تیم پیاده هلال احمر بتونه مصدوم رو بیاره پایین. خوشبختانه هلیکوپتر می‌تونه بشینه و تیم‌های پیاده هم از اواسط راه برمی‌گردن. طبق گفته بچه‌های هلال احمر، متاسفانه یک نفر از قیف (همون مسیر با شیب زیاد) سقوط کرده و آسیب دیده بود. یک نکته‌ای که هلال احمری‌ها به ما گفتند این بود که آب و هوای اشترانکوه در فصل بهار قابل پیش‌بینی نیست و حتی خود ما هم این موقع سال اصلا این طرف‌ها نمی‌آیم.

یکی از طولانی‌ترین کوهپیمایی هایی بود که تا بحال انجام داده بودیم واقعا مسافت زیادی رو در این کوه‌نوردی طی کردیم و نیاز به یک استراحت خوب داشتیم به همین خاطر قرار بر این شد که روز بعد بریم کنار دریاچه گهر استراحت کنیم!!

دریاچه گهر

شاید یکی از معروف ترین جاذبه های لرستان دریاچه گهر باشه ولی شاید هر کسی نتونه به دیدن این دریاچه بره. دریاچه‌ای که واسه رسیدن بهش باید ۱۸ کیلومتر پیاده روی کرد، ۱۸کیلومتری که سه الی چهار ساعت طول میکشه اون هم توی مسیری که هم سر بالایی داره و هم سراشیبی. برای رسیدن به دریاچه ما از مسیر دورود رفتیم. از شهرستان دورود به سمت روستای درب آستانه و بعد از اونجا چند کیلومتر تا پارکینگ دریاچه رو میشه با ماشین رفت ولی بعد از اون باید ۱۸ کیلومتر با پای پیاده رفت. البته قاطر و الاغ‌های در اون مسیر هستند که به مردم برای حمل بارها و خود افراد کمک کنن. نکته جالب اینه که هر الاغ رو واسه مسیر رفت میشه ۶۰ هزار تومان کرایه کرد. ولی برای مسیر برگشت برای اجاره هر الاغ ۱۰۰ هزار تومن درخواست می‌کردند! پس بهتره کوله پشتی سبکی داشته باشید و مجبور نشید برای حمل وسایل الاغ کرایه کنید.

دریاچه گهر

خوشبختانه در این مسیر دو چشمه آب خنک وجود داره که میشه کمی آب نوشید و استراحت کرد. بالاخره به دریاچه رسیدیم و بعد از خوردن یک ناهار سبک تنی به آب زدیم. دریاچه آب فوق‌العاده زلال، شفاف و نسبتا سردی داره.

با اینکه برای رسیدن به دریاچه مسیر طولانی رو باید با پای پیاده رفت ولی با این وجود اطراف دریاچه نسبتاً شلوغ بود و افراد بسیاری خودشون رو به اونجا رسونده بودن. شب هر چند نفر دور آتیش نشسته بودن و آواز میخوندن و لذت می بردن. روز بعد دور دریاچه رو پیاده رفتیم و سمت دیگه‌ دریاچه رو دیدیم و دوباره آبتنی کردیم. این دریاچه در ارتفاع ۲۳۶۰ متری از سطح دریا قرار داره که باعث میشه آب و هوای خیلی خوب و خنکی داشته باشه. فقط حواستون باشه آفتاب سوزانی هم داره و پوست آدم رو بد می‌سوزونه طوری که من به شخصه تا چند روز پوست مینداختم!

مسیر دریاچه

 

مسیر دریاچه گهر
مسیر دریاچه گهر

بعد از یک روز استراحت دوباره همون مسیر ۱۸ کیلومتری رو با پای پیاده برگشتیم و اینجا نقطه پایان لرستان‌گردی ما بود.



لینک کوتاه این نوشته:

درباره ی BoBo

BoBo
به دنبال علایقتون حرکت کنید، همین.

مطلب پیشنهادی

ویدئوی سفر به چنار و سنجد

ویدئوی سفر به چنار و سنجد (چنار سنجه) راز و جرگلان (خراسان شمالی) یکی از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شانزده − 5 =