خانه / کتاب / تفکر زائد

تفکر زائد

کتاب تفکر زائد نوشته دکتر مصفا از جمله کتاب‌هایی که به نظرم لازمه هر انسانی بخونه و کمی بهش عمل کنه. کتابی در خصوص پرورش ذهن و تمرین خوب فکر کردن.

فکر می‌کنم به چاپ بیستم هم رسیده باشه، دقیق نمی‌دونم چه تعدادی ازش چاپ شده و به نظرم مهم هم نیست. به نظرم حتی اگه یه میلیارد هم چاپ شده باشه دلیلی بر خوب بودنش نیست، همین‌طور اگه از کتابی فقط ۵۰ عدد چاپ شده باشه دلیلی بر بد بودن اون کتاب نیست. پس بهتره در این زمینه توجهی به اعداد نداشته باشیم.

فکر می‌کنم این کتاب در دسته‌بندی کتاب‌هایی با موضوع موفقیت جای بگیره. اما نه از اون دسته‌ کتاب‌هایی که واسه موفقیت مالی تبلیغ می‌کنن. به عبارت دیگه، از اون کتاب‌های انگیزشی نیست که به خواننده برنامه بده تا در مدتی معین به موفقیتی چشم‌گیر برسه، مثل کتاب “اثر مرکب” نوشته دارن هاردی. گرچه به نظرم مقایسه این دو کتاب کار درستی نمی‌تونه باشه، با این وجود آدم ناخودآگاه این دوتا رو مقایسه می‌کنه!

به نظر من کتاب “اثر مرکب” از اون دسته از کتاب‌های انگیزشیه با جلدی قرمز و تیتری بزرگ شبیه مجله‌های زرد سعی در تبلیغ خودش داره و می‌خواد رهگذر رو قانع کنه تا اونو بخره درحالیکه تفکر زائد با فونتی ساده و بدون جنجال فقط اسمش رو روی جلد قرمز معرفی می‌کنه. با اینکه کسی “اثر مرکب” رو بهم معرفی کرده بود تا بخونم، ولی اعتراف می‌کنم با دیدن این جلد احساس کردم که داره سرم کلاه میره و دودل بودم که بخرم یا نه. در نهایت بخاطر اینکه کتاب بهم توصیه شده بود خریدمش. تمرکز بیشتر این کتاب روی موفقیت در زندگی و درآمد شخص هست. به‌طور خلاصه، این کتاب میگه، موفقیت‌های بزرگ از تغییرات کوچیک تو زندگی شما نشات می‌گیرند و با چندین مثال این قضیه رو بیان می‌کنه. برخلاف این کتاب، کتاب “تفکر زائد” بیشتر روی مسائل ذهنی و تفکر افراد مانور میده. موضوعی که کمتر بهش توجه شده. کمک می‌کنه انسان خودش رو بشناسه و گول ذهنش رو نخوره! به‌خاطر اهمیت این موضوع ترجیح دادم تا این کتاب رو معرفی کنم، نه “اثر مرکب” رو. گرچه “اثر مرکب” در ژانر خودش کتاب بدی نیست.

“تفکر زائد” میگه هر کاری که انجام می‌دیم دو جنبه داره. یکی واقعیت کاری که انجام می‌دیم و دیگری تعبیریه که از اون کار میشه. مثلا وقتی من از کسی سیلی می‌خورم واقعیت اینه که من سیلی خوردم و صورتم درد می‌کنه ولی بعد از چند دقیقه دردش آروم میشه. اما تعبیری که میشه اینه که من آدم ضعیفی هستم، من ترسوام من بدبختم! من زور ندارم هزاران تعبیر دیگه که ذهنمون بهش دامن میزنه. این تعابیر هم در اجتماع به‌وجود اومدن. یک کودک رو تصور کنین، الان کتک می‌خوره، اما نیم ساعت دیگه که دردش خوابید دوباره میاد و از سر و کولتون بالا میره، این نشون میده که هنوز ذهنش نمی‌تونه اونو کنترل کنه و اون افکار زائد هنوز اونقدر قوی نشدن. کودک بخاطر دردی که حس می‌کنه گریه می‌کنه، یعنی واقعیت عمل اذیتش می‌کنه، نه برداشتش از اون سیلی.

این کتاب مطالب مفیدی داره که به نظرم می‌تونه کمی انسان رو قلقلک بده تا کنترل بیشتری رو ذهنش داشته باشه. به نظرم در کل کتاب مفیدیه، گرچه اگه بخواین بهش عمل کنین ممکنه بقیه بهتون بخندن و بگن این باز یه کتاب خوند و جوگیر شد! اما شما راهتون رو ادامه بدید. افکار زائد اینقدر عادی و طبیعی شدند که اگه کسی اینجوری عمل نکنه عجیب به نظر میرسه.

کتاب خوبیه، گرچه نثر کتاب، نحوه نگارش و نحوه قرار گیری مطالب خیلی بهتر از این‌ها می‌تونست باشه و به نظرم خیلی مطالب تکراری و زائد داخل خودش داره. با این وجود، این کاستی چیزی از ارزش‌های کتاب کم نمی‌کنه! البته اگه کمی بیشتر دقت کنیم، بخشی از ارزش‌هاش رو کم می‌کنه ولی نه اونقدر که نخوایم بخونیمش!



لینک کوتاه این نوشته:

درباره ی BoBo

BoBo
به دنبال علایقتون حرکت کنید، همین.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × 4 =