خانه / فیلم / به بهانه تماشای مجدد فیلم “جان مالکویچ بودن”

به بهانه تماشای مجدد فیلم “جان مالکویچ بودن”

تصور کنید کسی باشد که هرآنچه شما می بینید از درون چشم شما ببیند. حالا تصور کنید آن شخص قدرت کنترل شما را هم داشته باشد. یعنی بتواند در درون شما نفوذ کند و تمام حرکات شما را تحت کنترل خود داشته باشد. واقعا ترسناک و عجیب است. فیلم “جان مالکویچ بودن” تقریبا چنین موضوعی دارد. “جان مالکویچ بودن” به کارگردانی اسپایک جونز در سال ۱۹۹۹ ساخته شد. یکی دیگر از آثار آقای جونز فیلم “Her” است که در این پست درباره آن مفصلا نوشتیم. پیش از صحبت درباره فیلم و عوامل آن بهتر است اول داستان آن را تعریف کنیم تا ذهن کسی که فیلم را ندیده آماده شود پس از اگر قصد دیدن فیلم را دارید لطفا ادامه متن را نخوانید. به عبارت دیگر “هشدار اسپویل شدن فیلم” در راه است.

اسپویل آلرت …!

داستان فیلم:

کریگ (با بازی John Cusack)، یک عروسک‌گردان و خیمه‌شب باز ماهر ولی فقیری است که با ظرافت خاصی به عروسک‌ها جان می‌بخشد و آن‌ها را به بازی می‌گیرد. ولی هیچ‌کس ارزش هنرش را نمی‌داند و او برای گذران زندگی دچار مشکل می‌شود. همسر او، لوته (با بازی Cameron Diaz)، در یک مغازه حیوانات خانگی مشغول به کار بوده و بیشتر با حیوانات در ارتباط است و درک درستی از هنر کریگ ندارد. در چنین شرایطی کریگ به دنبال یافتن شغل دیگری است که بر اساس تبلیغات روزنامه برای استخدام در بخش بایگانی یک شرکت اقدام می‌کند. شرکتی که در طبقه ۷٫۵ یک ساختمان قرار دارد. طبقه‌ای با سقف کوتاه که باعث می‌شود کارمندان همیشه در راهروها بصورت خم حرکت کنند. دلیل نیم طبقه ساخته شدن آن هم در بخشی از فیلم بیان می‌شود که بلافاصله توسط یکی از شخصیت‌ها داستان و دلیل مضخرفی برای ساخت آن است! به هرحال، چون این نیم طبقه ارزان‌تر اجاره داده می‌شده، شرکت‌هایی با درآمد کم خواهان اجاره آن می‌شدند. بالاخره کریگ در این شرکت عجیب مشغول به کار می‌شود و با یک کارمند زن در آن شرکت به نام ماکسین (با بازی Catherine Keener) آشنا می‌شود. کم‌کم عروسک‌گردان قصه، به ماکسین علاقه‌مند می‌شود. یک روز کریگ به‌طور تصادفی یک در کوچک در اتاق خود پیدا می‌کند. با باز شدن در یک دالان عجیب و تاریک پدیدار می‌شود که با عبور از آن دالان، وارد ذهن جان مالکویچ (بازیگر مشهور سینما) می‌شود. بعد از ورود به بدن مالکویچ به مدت ۱۵ دقیقه از زاویه دید او دنیا را نگاه می‌کند. بعد از ۱۵ دقیقه در بیابانی در اطراف شهر سقوط می‌کند و از ذهن جان مالکویچ خارج می‌شود. با تعریف کردن این موضوع برای همسرش (لاتی) و همکارش (ماکسین) داستان حتی عجیب‌تر هم می‌شود. لاتی وقتی وارد بدن یک مرد می‌شود متوجه علائق مردانه‌اش شده و حتی تصمیم می‌گیرد جنسیت خود را تغییر دهد. در این بین ماکسین هم به لاتی علاقه‌مند می‌شود و داستان را پیچیده‌تر می‌کند. ماکسین و کریگ این راه ورود به مغز جان مالکویچ را به مردم اجاره می‌دهند و از این راه کسب درآمد می‌کنند. تا اینکه یک روز خود مالکویچ از همان دالان وارد مغز خود شده و یکی از عجیب‌ترین صحنه‌های فیلم را رقم می‌زند. اما تنها کریگ است که می‌تواند با مهارت عروسک‌گردانی خود مالکویچ را در خدمت خود بگیرد و ذهن او را تا ابد خانه خود کند. با اینکار مالکویچ را ( یا شاید بتوان گفت کریگ را در بدن مالکویچ) به بزرگترین عروسک‌گردان دنیا تبدیل می‌کند و در این راه با ماکسین هم ازدواج می‌کند. اما در نهایت، لستر (صاحب شرکت) با یک حقه و تهدید کریگ را از بدن مالکویچ بیرون می‌کشد تا خود و دوستانش وارد بدن جان ملکویچ شوند تا بتواننددر آینده یک دریچه دیگر به بدن شخص دیگری پیدا کنند و  به جاودانگی نزدیک شوند. بعد از اینکه کریگ بدن و ذهن جان مالکویچ را از دست داد ماکسین را هم از دست می‌دهد و ماکسین با لاتی زندگی می‌کند. در سکانس نهایی فیلم کریگ در ذهن امیلی (دختر ماکسین و لاتی) است و از آن طریق عاشق ماکسین (که حالا مادرش است!) باقی می‌ماند و به او خیره می‌شود.

همان‌طور که متوجه شدید در این فیلم با یک فیلم‌نامه و داستان عجیب روبرو هستیم. فیلم‌نامه‌ای که از الگوی فیلم‌های هالیوودی پیروی نمی‌کند. فیلم‌نامه اثر چارلی کافمن (خالق فیلم‌نامه فیلم عالی “درخشش ابدی یک ذهن پاک” که در فرصتی مناسب به آن خواهیم پرداخت) بوده و مملو از جزئیات است. جزئیاتی که خیلی ریز در لابلای دیالوگ‌ها خود را نشان می‌دهند. این فیلم را هم می‌توان از لحاظ روانشناسانه و هم از لحاظ فلسفی و هم از لحاظ دینی بررسی نمود. ولی پرداختن تخصصی به این زوایای یک فیلم کار متخصصانی است که به این حوزه‌ها اشراف دارند. ولی از دید یک تماشاگر، فیلم سرگرم‌کننده‌ای است که ذهن مخاطب را درگیر مباحث پیچیده فلسفی می‌کند. اگر چنین اتفاقی بیفتد و شخصی مانند کریگ وارد ذهن شخص دیگری مثل جان مالکویچ شود، هویت آن شخص چیست؟ آیا باید اورا جان مالکویچ دانست و یا کریگ؟! موضوعی که در فیلم طنز ایرانی “مرد عوضی” به نوعی به آن پرداخته شده و مغز یک فرد بر روی بدن فرد دیگر کار می‌کند.

و اما موضوع دیگری که این فیلم ذهن مخاطب را به آن سمت و سو می‌کشاند، مساله تناسخ است. در تناسخ روح پس از مرگ در یک جسم دیگر حلول می‌کند حال آنکه در این فیلم پیش از مرگِ فرد، نفس انسان از طریق یک دالان تاریک به جسم دیگری وارد می‌شود. شاید بتوان ورود اشخاص به ذهن جان مالکویچ را به‌نوعی تولد دوباره اشخاص دانست. البته این مساله بیشتر شبیه به یک تولد فانتزی است. فیلم جان مالکویچ بودن بدون استفاده از جلوه‌های ویژه‌ای که بخواهد یک فضای فانتزی را ترسیم کند، دست به خلق یک اثر تخیلی می‌زند.

همان‌طور که پیشتر اشاره شد، در این فیلم با یک فیلم‌نامه متفاوت و جسورانه روبرو هستیم ولی با این وجود نقص‌هایی را هم می‌توان بر آن وارد دانست. در هیچ‌جای داستان دلیل وجود و نحوه ایجاد این دروازه ورود به ذهن جان مالکویچ بودن را بطور واضح بیان نمی‌کند. حتی در پایان فیلم هم نحوه ورود کریگ‌ به داخل ذهن امیلی هم اشاره‌ای نمی‌شود. چرا این دروازه برای ورود به ذهن جان مالکویچ وجود دارد؟ آیا ممکن است در ذهن هرکدام از شخصیت‌های دیگر فیلم هم کس دیگری وجود داشته باشد؟

وقتی مالکویچ وارد ذهن خود می‌شود، با سکانسی عجیب روبرو می‌شویم. هر طرف که نگاه می‌کند خود را می‌بیند و دیگران (مالکویچ‌های مختلف)  فقط کلمه مالکویچ می‌گویند. وقتی او در ذهن خودش است، هیچ چیز طبیعی نمی‌بینیم، به عبارت دیگر مالکویچ در ناخودآگاه خود گیر می‌کند و همه کس را به شکل خودش می‌بیند و تشخیص مرز بین واقعیت و خیال بسیار سخت می‌شود.

این فیلم یکی از متفاوت‌ترین ساخته‌های سینماست و یکی از دلائلی که به معرفی آن در این وبسایت پرداختیم همین متفاوت بودن آن است. ولی از بین دو فیلم “درخشش ابدی یک ذهن پاک” و “جان مالکویچ بودن” که هردو از نوشته‌های کافمن هستند، فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک جذاب‌تر است (سلیقه شخصی نویسنده).

 



لینک کوتاه این نوشته:

درباره ی BoBo

BoBo
به دنبال علایقتون حرکت کنید، همین.

مطلب پیشنهادی

یادداشتی بر فیلم Her

هشدار اسپویل شدن فیلم … شاید در دوره‌ای که هستیم و با دور شدن انسان‌ها …

۴ دیدگاه

  1. Is this really you?sounds like i should know you again …:)

    How is being a married man?:)

  2. به به چه خوب شده اینجا 🙂

    این فیلمو چند روز پیش دانلود کردم هنوز ندیدم، پست رو هم نخوندم که اسپویل نشه. بعد ممکنه فکر کنید خب اصن مرض داری کامنت می ذاری؟ 😐
    در جواب سوالی که ممکنه داشته باشید باید بگم که این الان مثل سیبیل گرو ه، نوشتم که مجبور شم برم فیلم رو ببینم :))

    بعد هم، اون سوالات ریاضی که برای کامنت فرستادن گذاشتید سخته. ما خسسسسه ایم، نهایتا بتونیم از پس جمع و تفریق بربیایم

    • BoBo

      😂😂
      خوش اومدی به اینجا
      مررسی از کامنت شاد و انرژی دهنده‌ات.
      فیلم رو حتما ببین و نظرت رو بگو. مشتاقم نظرت رو بدونم (انگار که مثلا من فیلمو ساختم)
      واسه سوالات ریاضی هم، تلاش می‌کنم یه ماشین حساب هم واسه خستگان قرار بدم که بتونن راحت محاسبه کنن 😁

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده + بیست =