خانه / سفر / اولین برخورد از نوع نزدیک با یک بک‌پکر و هیچ‌هایکر
dav

اولین برخورد از نوع نزدیک با یک بک‌پکر و هیچ‌هایکر

کویر مصر

دقیقا سال قبل در چنین روزهایی تصمیم گرفتیم بریم کویر مصر (روستایی از توابع شهرستان خور و بیابانک در استان اصفهان) تا به یکی از آرزوهای کودکیم برسم. با تلاش فراوون سه نفر رو با خودم همراه کردم تا مجبور نشم تنهایی برم. چهار نفره با ماشین شخصی به سمت کویر مصر حرکت کردیم. تا اینجای قصه همه چیز کاملا طبیعی و عادی و طبق برنامه بود. این روستا یک جای بسیار پرت و دورافتاده‌ایه. بالاخره پرسون پرسون و با کمک گوگل مپ نزدیک روستا شدیم. در آخرای مسیر بودیم و باید از یک جاده فرعی دوباره وارد جاده فرعی دیگه‌ای می‌شدیم و به اندازه فک کنم ۴۰ کیلیومتر وارد دل کویر می‌شدیم تا به روستا برسیم. تقریبا ۵۰۰ متر بعد از ورود به آخرین جاده فرعی (که حتی گربه هم اونجا پر نمی‌زد!) دیدیم یه نفر کنار جاده وایساده و انگشت شستش رو داره نشون میده! من که راننده بودم به بچه‌ها گفتم آقا نگه داریم یا نه؟! آماده باشین اگه یه عده دیگه از پشت تپه‌ها حمله کردن سریع گاز رو می‌گیرم که بریم! کم‌کم نزدیک شخص مورد نظر شدیم و دیدیم یه جوون خوش برورو وبا قیافه‌ای کاملا خارجی اونجا وایساده و ما هم که ذاتا خارجی پرستیم! ماشین رو نگه داشتیم (البته دلیل اصلی نگه داشتن ماشین این بود که به این نتیجه رسیدیم که این اگه بخواد هم نمی‌تونه خفت‌گیری کنه!) تا ببینیم اونجا چیکار می‌کنه. شیشه رو دادم پایین و با انگشت اشاره کرد و گفت “مِخصر”؟! دیگه با این تلفظش معلوم شد که کاملا خارجیه! ما هم که یه نفر جا داشتیم سوارش کردیم و تا روستا بردیمش. و تو این مسیر کلی هم حرف زدیم و آهنگ بلند کردیم و تو ماشین هم‌خونی کردیم! بقیه بچه‌ها زبانشون زیاد خوب نبود و من با حفظ سمت رانندگی به شغل دوم مترجمی هم نائل شدم.

کویر مصر

بعد از کمی گفتگو متوجه شدیم اسمش “پاتریک” و ۱۹ سالشه و از فرانسه به تنهایی اومده ایران. راجع به کویر مصر هم چیزایی شنیده بوده و تا اونجا رو هیچ‌هایک کرده. وقتی به روستا رسیدیم بهش گفتیم ما داریم میریم تو دل کویر چادر بزنیم، اگه دلت می‌خواد تو هم با ما بیا و اون هم قبول کرد و با کله اومد! تو همین سفر بود که رسما با یه بک‌پکر و هیچ‌هایکر آشنا شدم و جرقه‌های اینچنین سفرهایی واسم زده شد. یه پسر ۱۹ ساله از فرانسه به تنهایی اومده به ایرانی که اون همه تبلیغات منفی راجع بهش تو رسانه‌ها وجود داره. بعد من واسه رفتن به کویر با چنتا از بچه‌ها هماهنگ کردم که تنها نرم! البته سفر دسته جمعی بیشتر خوش می‌گذره و ترجیحم سفر دست جمعیه و در صورت ناچاری تنها سفر می‌کنم.

ژانگولر بازی در دل کویر

نکات جالب راجع به این بک‌پکر این بود که اومده کویر با یه بطری کوچولو آب معدنی!! ما کل صندوق عقب و صندوق جلو و زیر صندلی‌ها رو با آب پر کردیم تا نکنه از تشنگی تلف بشیم! تازه هندونه آب‌دار هم با خودمون برداشته بودیم! وقتی رسیدیم، از روستا عبور کردیم و رفتیم دل کویر و چادرمونو برپا کردیم و عین همیشه اول به فکر اجاق و هیزم افتادیم و یکی هم مرغ‌ها رو سیخ می‌کشید!! این بنده خدا هم می‌خواست کمک کنه، مثلا رفت هیزم بیاره، میرفت بعد از چند دقیقه با دو سه تا شاخه خشک بر می‌گشت، اونوقت بچه‌های ما که می‌رفتن با درخت برمی‌گشتن!! الان دیگه مطمئنم خارجی‌ها تعارف ندارن! آقا ما هرچی به این دادیم ، نه نگفت و همه رو خورد! نمی‌دونم واقعا گشنه بود، یا اینکه مي‌ترسید اگه ازمون نگیره ما ناراحت میشیم. اسمشو گذاشته بودیم “گشنه”، دیگه خودش هم می‌دونست که به اسم گشنه صداش می‌زنیم، ولی معنیشو نمی‌دونست :دی. همون شب مسابقه پانتومیم برگزار کردیم، من و پاتریک یه تیم بودیم و اون سه نفر یه تیم دیگه. مسابقه به یاد موندنی شد، خیلی خوب بود و بازیگر خوبی بود. یه پتو نازک که عملا بادگیر بود، با خودش داشت، شب خوابیدیم و من تا نزدیکای صبح خوابم نمی‌برد. نزدیکای صبح که هوا سرد شد دیدم این بدبخت داره از سرما یخ می‌زنه! پاشدم یه پتو بهش دادم، پتو اضافه بود! ما به عنوان بالش ازش استفاده می‌کردیم! اینقد حال کرد.

عکس دسته جمعی مصر!

نکات کویرگردی:

اگه یه روز تو کویر چادر زدید و شب آتیش روشن کردید، مراقب باشید. چون حشره‌ها دور آتیش جمع میشن و عقرب‌ها هم که از حشره‌ها تغذیه می‌کنن به همون سمت میان و ممکنه اشتباها نیشتون بزنن (این توصیه یکی از محلی‌های اونجا بود). گرچه ظاهر توی فروردین شب‌ها هنوز اونقد سرد هست که عقرب بیرون نیاد.

آسمون و ستاره‌ها رو فراموش نکنین و یه دل سیر نگاهشون کنین، حتی اگه علاقه‌ای ندارین!

سکوت، سکوت و باز هم سکوت، حال میده واسه دراز کشیدن رو ماسه‌ها و نگاه به آسمون شب.

دیگه خداییش تو کویر پلاستیک و آشغال نریزین. آشغالای خودمونو جمع کنیم لطفا.

موتورسواری تو تپه‌های کویر خیلی باحالن

عاشقانه‌های مصر

اصفهک

در ادامه سفر به کویر مصر، رفتیم اصفهان  که اصلا نمی‌خوام بهش بپردازم چون همه رفتن و دیدن! فقط جدیدترین چیزی که اونجا دیدیم آکواریوم زیرزمینیش بود که قیمت بلیتش ۱۸ تومنه، به قیمتش نمیارزه ولی واسه یه بار دیدن خوبه، پیشنهاد می‌کنم ببینیدش. از اصفهان که برگشتیم دوباره از جاده کویر اومدیم و رفتیم سمت طبس. یه روستایی اون حوالی هست به نام “اصفهک”، روستای اصلی سال ۵۷ تو زلزله طبس تخریب میشه ولی هنوز خونه‌ها سالمن و پابرجا.

روستای اصفهک

گویا دوباره دارن بازسازی می‌کنن و از این طریق گردشگر جذب می‌کنن. مثل اینکه بعد از تلاش‌های فراوون و بعد از سال‌ها، تازه ۳ ماهه که ثبت ملی شده و حالا رسما یه منطقه توریستی و گردشگریه. یه شب اونجا خونه یکی از روستاییا مهمون بودیم. می‌گفت دکتر پارسی از دانشگاه اهران خیلی کمک کرده به پیشرفت اینجا. خلاصه جای قشنگی بود اینها رو نوشتم فقط به دلیل اینکه به اینجا برسم: طبق گفته همین میزبان ما (آقای حسینی، شورای روستا) این روستا تنها روستاییه که هیچ پرونده دزدی و جرائم نداره، و در همه خونه‌ها همیشه بازه، جالبه کلید هم رو خود درهاست همیشه.

واقعا همیشه کلید رو درها بود و چندین نمونه رو خودمون به عینه دیدیم

مثلا وقتی کسی خونه نیست و میرن بیرون در رو می‌بندن و کلید رو میذارن رو آیفون! همه هم از این موضوع خبر دارن. موتوراشون همیشه دم در خونه است و داخل حیاط نمی‌برن و سوئیچ موتور هم همیشه رو خود موتوره، می‌گفت هرکی لازم داشته باشه برمیداره و دوباره برمی‌گردونه، دامداری‌هاشون بدون در و پیکره، خلاصه جای خوبیه واسه دزدا!
امیدوارم بتونن این دیدگاه رو بین نسل جدید هم جا بندازن.



لینک کوتاه این نوشته:

درباره ی BoBo

BoBo
به دنبال علایقتون حرکت کنید، همین.

مطلب پیشنهادی

ویدئوی سفر به چنار و سنجد

ویدئوی سفر به چنار و سنجد (چنار سنجه) راز و جرگلان (خراسان شمالی) یکی از …

۶ دیدگاه

  1. به به عالی بود

    گشنه 😀

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شش − دو =